تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
ذىالقرنين ، خليفه ظل الله ، پادشاه اسلام‌پناه ، خليفه اهل ايمان و نور جهان‌افروز خاندان تركمانى ، سلطان قاضى محمدخان ابّدالله خلافته و دولته باشند . چون حضرت شاهنشاه نيز از سلسله تركمان است ، بر اين حسب ، بين حضرتين فىمابين مزيد الفت و فاصله و دشمنى فىمابين رفع ، براى شور و شأن ملت جعفرى تصديق و در اركان بيت‌الله الحرام ، يك ركن براى حجاج ايران تخصيص مىيابد . بر مبناى اين منوال كه امير الحج ايرانيان از مصر و شام تعيين مىشود ، حذف و اميرالحجى ايرانيان به ايرانيان سپرده شد و اسراى طرفين آزاد و يك وكيل در پايتخت‌هاى دولتين انتخاب شود . اين عبارات شامل پنج مطالب است كه خواهش شدند . بعد از رفت و آمد ايلچيان ، حضرت پادشاه اسلام‌پناه از مطالب مزبوره 3 ماده‌اش را قبول كردند و تخصيص مذهب و ركن را معارض ماده شرعى فرمودند . به موجب اين قوانج ( ؟ ) و اتمام انتظار ، فسخ اين مرام را طالب شده بودند . اگرچه در اين تكاليف كه حضار منشا آن هستند ، رفع و تناقض در تعاملات ميان اهل اسلام يك منظور واحد وجود ندارد ، لكن به تقدير حسن مقصودى كه در بين ما آغاز شد ، خواهش شده تا در اين هنگام طالب مصالحه بلاغرض شويد و مستبداً از ديگر ملاحظات امتناع شود . مجرد خلوص حضرت پادشاه ظل الله ، سكندر مقام ، به استرضاى خاطر همايون ايشان و حفظ ناموس اهل اسلام از باب محبت است . مطالب معهوده را متروك و طريق مسالمت را مسلوك گرفت . اين وصايا و نويد آرام‌بخشاى را با چاپار به حضرت پادشاه اعلام كردند . . .
BOA . Hatt Humayun 04 / 00100

237 . عدم تعرض به حجاج و تجار ايرانى

[ سند اول ] جناب مجدت و جلالت‌مآب فخامت و شهامت‌نصاب و مناعت و بناهت انتساب . . . اكتساب ناظم الامور و كافل مهام جمهور زبدة الامراء نخبة الكبراء و اختيار الاعاظم ، اعتبار