تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
جناب تاجدار صادر شده است . در اين باب ، اجراى اقتضاء امر و فرمان حضرت من له الامر است . ف
. HR : 2 / 48
تاريخ : 15 / شوال / 1255 [ سند ششم ] امر عالى به همه قضاة و واليان مناطق ، از حجاز تا حدود روسيه و ايران ارسال شود . مسافرانى در راهند كه مدتى ديگر خواهند رسيد كه قبلًا در دارالسعادة مقيم بودند . خان سامى و عالىمنصب دولت سلطنه ايران ، ظل‌السطنه ، تصميم دارند ، به همراه دو شاهزاده ، براى ايفاى فريضه حج شريف از ايران عازم شوند . بر اين مبنا ، مشاراليه و سايرين كه از بزرگان دولتى هستند ، از ميهمانان عزيز و محترم مىباشند . در تمام اماكن قلمرو عثمانى واقع در بين راه ، بايد رفاه مطلوب و دلخواه آنها مهيا باشد . مبنى بر فقره مذكور ، بر هر حكومت و قضا از حدود ايران و روس تا حجاز ، كمال ميهمان‌نوازى و مراعات احوال حضرات ، لازم است . مقتضيات حيوانات و مسيرهاى خطرناك نيز بايد به اطلاعشان برسد و بايد افراد مطلع با آنان فرستاده شوند . در اين باب . فى اواخر . . 1255 جودت خارجه : 8837 . [ سند هفتم ] سرورم حضرت صاحب‌عنايت ، مروت ، سنى الهمم بعد [ از ] وفات فتحعلى شاه ، پادشاه ايران ، يكى از شاه‌زادگان صاحب‌شهامت ، به نام علىخان به تخت شاهى تكيه زد ، ولى بعد از 40 تا 50 روز ، محمدشاه صاحب‌فخامت كه از فرزندان شاه ايران بود ، آمد و مسند شاهى را ضبط كرد . محمدشاه ، برخى از برادرانش را به قلعه اردبيل ارسال كرد كه به تدريج پس از دو سال حبس ، علىخان مشاراليه و برادرش ركن‌الدين ميرزا و برادر ديگر امام‌وردى ميرزا