39 . سفر حج شاهزاده قاجار
[ سند اول ]
هوالله الحميد
پدر من ، صاحبدولت ، ابهت ، كريم چون ظلالله :
به حضرت خسروپاشا ، شيخالوزراى صدراعظم دولت عليّه ، سلام مخصوص مىفرستيم كه الحمدلله در سايه پدرم [ خسروپاشا ] ، سالم و سلامت در 8 رمضان شريف به اسكندريه رسيدم . از اكرام ، از خدمت ، عزت و حرمتگزارى قاپتان « 1 » بسيار راضى و ممنون شديم . انشاءالله پدر من ، هر آنچه كه شما لازم ديدهاند ، به مصلحت من مىباشد ، و اين خيال پيش نيايد كه پسرم رفت و جانش از دست من خلاص شد . انشاءالله ، از بيتالله شريف سالم و سلامت برمىگردم [ و ] دوباره به پدرم زحمت مىدهم . كجا روم من كه از دولت عليّه نمىتوانم كمك درخواست كنم ؟ پس از چه كسى بخواهم جز از شما پدرم ؟ اى پدر عنايت و رحمت از شماست . من نيز در هر ساعت درس شما را فراموش نمىكنم ، فراموش نمىكنم .
[ سند دوم ]
عريضه تنده چاكر به خاك پاى معالىآرا حضرت صدارتپناه
موافقت عثمانى با حج شاهزاده قاجارى و در نظر گرفتن تسهيلات در سفر
پسرم ، جناب صاحبدولت ، عنايت ، عاطفت ، سنىالهمم ، كريم الشيما
در خصوص فرمايش معلومالعالى براى اذن رفتن شاهزاده ايران ، تحريراتى مبنى بر همكارى در عبور وى از طريق دريا به جانب حجاز صورت گرفت . افاداتى در اين باره به طرف بندگان عاجز در ولايت مصر ارسال شد . جواب رسيده از مصر ، متضمن بر رسيدن آنها به اسكندريه با سلامت و تخصيص كشتى همايونى به آنها مىباشد ، آنها را
هامش
( 1 ) 1 . كاپيتان ، ناخدا .