تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
برما به‌خاطر مقامت در پيش خداست ؟ و به همين جهت باد به دماغ انداخته اى و با غرور و نخوت به اطراف خود مىنگرى و از اينكه مىبينى دنيا بر وفق مراد و كام توست و كارها به دلخواه تو روبه‌راه و ملك و پادشاهى بر تو صاف و هموار شده است مسرور وشادمانى ! اندكى آهسته‌تر و آرامتر ! مگر فراموش كرده‌اى كه خداى عزوجل مىفرمايد :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
« 1 » « آنان‌كه كافر شدند گمان نكنند مهلتى كه به آنها داده‌ايم برايشان خوب است ( و خير آنها را مىخواهيم ) . خير ، بلكه ما آنها را مهلت مىدهيم تا برگناه خود بيفزايند و عذابى خوار كننده در پيش دارند . » اى پسر آزادشدگان « 2 » ! آيا اين قانون عدل و انصاف است كه زنان و كنيزان خود را پشت‌پرده جاىدهى ولى دختران رسول‌خدا را به‌صورت اسيران بدين‌سوى و آن‌سوى كشانى ؟ پردهء حجاب ايشان را بدرى و سرورويشان را بگشايى و دشمنان ، ايشان را از شهرى به‌شهرى ببرند و افراد بيگانه و فرومايه چهرهء آنها را بنگرند ؟ نه مردى براى سرپرستى آنها به‌جاى گذارده‌اى و نه حمايت‌كننده‌اى دارند ! آرى چگونه مىتوان اميد عاطفه و دلسوزى داشت از كسى كه جگر پاكان را بجود ؟ و از دهان بيرون افكند ؟ و
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 178 ( 2 ) - اشاره به‌داستان فتح مكه است كه پيغمبر به‌مردم مكه و از جمله ابوسفيان‌فرمود : « اذْهَبُوا فَانْتُم الطُلَقاء » [ برويد كه همه‌تان رها شده‌ايد ] . براى توضيح بيشتر به كتاب « زندگانى پيغمبر اسلام » مراجعه كنيد .