تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
گوشتش از خون شهيدان اسلام روييده شده‌است ؟ و چگونه كسى كه همواره با ديدهء بغض و كينه به‌ما نگاه‌مىكند ؟ از دشمنى وعداوت نسبت به ما كوتاهى كند . و آن‌وقت با كمال گستاخى ( اشعار پيروزى مىخوانى ) و بىباكانه و بدون آن‌كه عمل خود را گران بدانى اجداد خود را به‌يادمىآورى و مىگويى :
لَاهلَّوُا وَ اسْتَهلُّوا فَرَحاً * ثُمَّ قالُوا يا يَزيدُ لَاتُشَل
و اين اشعار را درحالى مىخوانى كه چوب بر دندانهاى ابىعبداللَّه - سيد جوانان اهل بهشت - مىزنى ؟ وچرا چنين نگويى ؟ تويى كه با ريختن خون فرزندان پيغمبر صلى الله عليه و آله و ستارگان خاندان عبدالمطلب زخم دل را جريحه‌دار كردى و ريشه را سوزاندى ؟ اكنون بزرگان خود را صدامىزنى و مىپندارى كه آنها را مىخوانى [ و از آنها آفرين مىخواهى ؟ ] غافل از اينكه خودت نيز به زودى به‌آنها ملحق مىشوى و مىپيوندى ، و آن‌وقت درآنجا آرزومىكنى كه اىكاش دستت خشك و زبانت لال شده بود و آنچه را گفتى نمىگفتى و آنچه را كردى انجام نمىدادى ! بار خدايا ! داد ما را از اينان بستان ، و انتقام ما را از اين ستمگران بگير ، و خشم خود را بر كسانى كه خون ما را ريختند و ياران ما را كشتند فروريز ! اى يزيد ! به خدا سوگند ( با اين جنايتها ) تنهاپوست بدن خود را شكافتى و تنها گوشت خود را پاره‌پاره كردى ، و به زودى به‌نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله درآيى درحالىكه بارسنگين ريختن خون و هتك حرمت خاندان او و پاره‌هاى تن او را به‌گردن دارى !
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 104 | السيد هاشم الرسولي المحلاتي