جز غم و رنج جگرسوختگان در عالم * هركجا رنج و غمى هست دوائى دارد
رايگان از چه دهى عمر گرانمايه ز دست * زان كه اين گوهر ارزنده بهائى دارد
گفت پروين نرود راه خطا اى « فرشى » * ( هركه چون پير خرد راهنمائى دارد )
علائى تفتى
محمّد حسين علائى تفتى فرزند مرحوم حاج احمد متخلص به علائى به سال 1303 شمسى در تفت به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در يزد به اتمام رسانيد و به سال 1329 از دانشكدهء ادبيات تهران موفق به اخذ ليسانس گرديد و به استخدام آموزش و پرورش درآمد . بهطورىكه در شرح حالش مىنويسد چند واحد كتبى و شفاهى از دورهء دكتراى زبان و ادبيات فارسى را گذرانيده است . وى در سال 1356 بنا به درخواست خود به افتخار بازنشستگى نائل گرديد . او طبعى روان دارد و شعر نيكو مىگويد و اشعارش بيشتر در مناقب اهل بيت عليهم السلام و عرفان است كه نمونهاى از آن ذكر مىشود :
على ( ع ) بود
در راه خدا آنكه فنا بود على بود * از غير خدا آنكه جدا بود على بود
آنكس كه به دو دين نبى بود منوّر * هم بيرق اسلام به پا بود على بود
از جان و دل شير خدا در همه احوال * جز عشق خدا جمله سوا بود على بود
آن فرق مطهر كه به محراب عبادت * شقالقمر از تيغ جفا بود على بود
بر خوان طعامش نمك و نان جوينى * شاهى كه به عمريش غذا بود على بود
آرى نمك و نان جوين بود طعامش * او بر فقرا بحر سخا بود على بود
بود عروهء وثقى و وصىّ شه بطحى * سر تا به قدم نور خدا بود على بود
در بدر و حُنين و احُد و غزوهء خندق * لشكرشكن قوم دغا بود على بود
جز حاصل تقوى و عدالت همه دنيا * اندر نظرش جمله هبا « 1 » بود على بود
از خانهء حق آمد و در خانهء حق رفت * آن كو همه جا رو به خدا بود على بود
يا رب به علىبخش « علائى » كه همه عمر * وِرد سخنش شاه و لا بود على بود
هامش
( 1 ) . گرد و غبار هوا