وضع عمومى شعر در دورهء صفويه
در دورهء صفويه سبك شعر فارسى تغيير حاصل كرده و شيوه تازهاى در غزل فارسى پديد آمد كه مىتوان آن را شيوهء بيان حال و يا جزئىگوئى ناميد .
تذكرهنويسان اين طرز تازه را كه حد فاصلى است بين سبك عراقى و هندى به نامهاى مختلف ذكر كردهاند از جمله واقعهگوئى . ويژگيهاى اين سبك را مىتوان در نكتهسنجى و خيالپرورى و مضمونآفرينى و سادگى زبان خلاصه كرد كه به تدريج به پيچيدگى و باريكانديشى و خيالبافى گرايش مىكند و سبك هندى را بوجود مىآورد . در اين دوره لغات عاميانه هم به آن افزوده مىشود ازاينرو شعر وحشى پر است از اينگونه اصطلاحات و تعبيرات .
جزئىگويى و تازهجوئى ، باريكانديشى و ايراد مضامين پيچيده در شعر و تمايل گويندگان به صنايع شعرى و تكلفات بيشتر شد و همين عوامل مختصات سبك معمول اين عصر كه به سبك هندى مشهور است به شمار مىرود .
غالب سخنوران ايران مخصوصا شعرائى كه به هند مسافرت كرده و در آنجا زيستهاند در اين روش غلو كردهاند .
از اختصاصات اين دوره يكى هم نفوذ ادبيات ايران در ممالك همجوار مخصوصا هندوستان و كشور عثمانى مىباشد .
در دورهء صفويه شعراى ايران براى مسافرت به هند بسيار علاقمند بودند .
ادبيات فارسى در كشور عثمانى با سلطنت سلاجقه روم رواج يافت و در حمله مغول عدهاى از شعرا و دانشمندان ايرانى به آن ديار سفر كردند و موجب اشاعهء ادبيات در كشور عثمانى گرديدند .
شعراى آن كشور از سخنگويان ايرانى سرمشق گرفتند و بعضى ذو اللسانين