تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
غزل
اى كه هستى بندهء يزدان هم از يزدان بترس * اى كه ديوان مىكنى از صاحب ديوان بترس اى كه يزدان را به يكتائى شناسى مرحبا * حق‌شناسى پيشه كن از كفرنشناسان بترس اى كه مىترسى ز يزدان و نمىترسى ز كس * زيردستان را مترسان از زبردستان بترس اى كه از زور دو بازو غره‌اى ايمن مباش * روزگارت بفكند از گردش دوران بترس اى كه دارى حرص دنيائى مروت پيشه گير * مال دنيا آتش است از آتش سوزان بترس اى كه گوئى لذت شيرينى از دندان خوش است * لذت دندان مجو از كندى دندان بترس اى كه عالم را مسخر كردى از ظلم و ستم * ظلم بىپايان بُوَد از آه مسكينان بترس اى كه گوئى مال مردم از عسل شيرين‌تر است * گر عسل شيرين بُوَد از نيش زنبوران بترس اى كه چون « جمشيد » غمخوارى ندارى در جهان * هركجا كه مىرسى از اين بترس و آن بترس

شهاب « * » يهودى يزدى « 1 »

دكتر آمنون نتضر مؤلف و محقق كتاب منتخب اشعار فارسى از آثار يهوديان ايران صفحهء 377 كتاب مذكور نوشته است . دربارهء شهاب يزدى هيچ‌گونه اطلاعى در دست نيست و اضافه مىكند كه نگارنده ( دكتر آمنون نتضر ) جز مناجات ( اى قادر قدرت‌نما ) كه از پى مىآيد اثر ديگرى از وى نديده است . شهاب گويا تخلص شاعر است و در نتيجه از اسم اصلى او اطلاعى در دست نيست و از كثرت نسخه‌هاى خطى ، كه شامل اين سرود مذهبى است ، پى مىبريم قرائت آنكه گويا با آهنگ مخصوصى خوانده مىشده ، از واجبات مراسم مذهبى يهوديان ايران بوده است . قديمىترين نسخهء خطى شامل اين مناجات ، متعلق به سال 1795 ميلادى است بنابراين مىتوان پيش‌بينى كرد كه شايد شهاب هم‌زمان با حكومت زنديه بوده است .
هامش
( * و 1 ) . ص 377 و 378 از كتاب منتخب اشعار فارسى از آثار يهوديان ايران - و ص 776 تا 781 از مجلهء چيستان ص 10