هكذا . . .
حال بحث اينست كه آيا تخيير ابتدائى است يا استمرارى ؟ دو وجه است بلكه دو قول است كه هروجهى قائلى دارد :
1 - عدّهاى تخيير ابتدائى را قائل شدهاند به سه دليل :
الف : قاعدهء احتياط .
ب : استصحاب حكم مختار .
ج : استلزام مخالفت قطعيهء تدريجيّه كه مرحوم شيخ آنها را طرح كرده و جواب داده است « 1 » .
2 - و عدهاى مثل خود مرحوم شيخ طرفدار تخيير استمرارى هستند بعضىها بدليل استصحاب تخيير تمسك كردهاند ولى مرحوم شيخ مىفرمايند : لحكم العقل فى الزمان الثانى كما حكم به فى الزمان الاوّل .
جناب مصنف قول اول يعنى تخيير ابتدائى را برمىگزينند و دليلشان اينست كه اگر تخيير را استمرارى بگيريم بدين معنا كه مكلف در واقعهء ثانيه و ثالثه و عاشره و . . . نيز مستقلا مخير باشد و هربار هرطرف را كه طالب بود اخذ كند البتّه ديگر داعى بر يكطرف نخواهد داشت ( كما فى ساير المباحات كه قد يفعل و قد يترك ) آنگاه اى چهبسا در واقعه اولى ميت كافر را دفن كند و در واقعه بعدى آن را ترك كند آنگاه به مرور زمان و تدريجا مخالفت قطعيهء عمليهء تدريجيه صورت مىگيرد و چنين چيزى معصيت مولى است و جايز نيست فتعين اينكه در واقعه اولى مخير باشد و تخييرش بدوى باشد و در استدامه به همان جانب اخذ كند .
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 239 .