تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
دشمن ) مىشناسند كه عمر در بسيارى از مسائلى كه بر او مشتبه مىشد به على ( ع ) و گاه به ساير صحابه مراجعه مىكرد و بارها اين جمله را از زبان عمر شنيدند كه مىگفت : لو لا على لهلك عمر . و نيز مىگفت : خدا نياور و نمانم من براى معظله‌ى كه ابو الحسن يعنى على ( ع ) در آن نباشد . و نيز مىگفت : تا وقتى على ( ع ) در مسجد حضور دارد احدى حق فتوى ندارد . و خلاصه سخنان عمر بن خطاب در حق على ( ع ) فراوان است منجمله احمد حنبل در مسندش نقل مىكند كه عمر به خدا پناه مىبرد از اينكه مشكله‌اى پيش آيد و على ( ع ) نباشد و وى دسترسى به على نداشته باشد و نيز از قول معاويه نقل كرده كه : هرگاه چيزى بر عمر مشكل مىشد آن را از على ( ع ) مىگرفت و از موفق خوارزمى كه از علماء حنيفه است در كتاب فضائل و حموينى شافعى مذهب در فرائد السمطين و ديگر اعلام اهل سنت و بزرگان تاريخ و حديث آنها در اين رابطه سخنان بسيارى نقل شده و ابن انبارى در كتاب امالى خود نقل كرده كه عمر در حق على ( ع ) گفت : و اللّه لو لا سيفه لما قام عمود الاسلام و هو بعد اقضى الامة و ذو سابقتها و ذو شرفها . . . خلاصه اينكه : در خانه اگر كس است يك حرف بس است و اين مقدار بس است براى آنكس كه بدنبال حقيقت و آگاهى به حق باشد . الخلاصه : ادلّه و منابعيكه مورد اختلاف است كه آيا دليليت و حجيت دارند و توسّط آنها مىتوان به حكم شرعى الهى رسيد يا نه عبارتند از :