1 - قياس : قياس در تقسيمى به دو قسم مىشود :
الف : منصوص العلة و آن عبارتست از قياسى كه حكم اصل شرعا ثابت شده و علت آن هم در لسان دليل منصوص است و ما يقين داريم كه علت منحصره همان است كه در لسان دليل ذكر شده و همان علت بتمامه و كماله در فرع هم موجود است لذا قياس مىكنيم و اين قسم از قياس حجت است و فى الحقيقه اصلا قياس نيست ولو در اصطلاح عامه و اهل سنت نامش را قياس گذاشتهاند ولى مسامحه دارد زيرا كه چنين موردى حكمش از سنت ثابت است و علت منصوصه به منزله كبراى كلى است زيرا كه العلة تعمم و صدق كبراى كلى و عام بر همه مصاديق يكسان است و هيچكدام اولى نيست به اينكه او اصل و ديگرى فرع باشد .
ب : مستنبط العلة : اين قسم از قياس در نزد ائمه اهل بيت و به پيروى از آنها علماء شيعه و گروههائى از عامه و اهل سنت حجت نيست ولى به عقيدهء اكثر اهل سنت چنين قياسى حجيت و دليليت دارد و مىتوان بتوسط آن حكم شرعى الهى را استنباط كرد . . .
2 - استحسان : اين منبع نيز نزد ائمه اهل بيت ( ع ) و پيروان آنها و بسيارى از عامه از قبيل شافعىها و مالكىها حجت نيست ولى به نزد حنفىها و حنبلىها حجيت دارد .
3 - مصالح مرسله : گروههائى از عامّه از قبيل مالكى و حنبلى آن را حجت دانسته و بدان استناد كردهاند ولى ائمه معصومين ( ع ) و به پيروى از آنها فقهاء شيعه عموما و نيز شافعىها و حنفىها آن را ردّ كردهاند .
4 - شرع من قبلنا : جمع زيادى آن را حجت دانسته و بدان احتجاج كردهاند
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٧٨