نسب شما و دامادى با شما نيست ، ولى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله فرمود :
« فاطمة بضعة منّي ، يقبضني ما يقبضها ويبسطني ما يبسطها ، وإنّ الأنساب يوم القيامة تنقطع إلّانسبي وسببي وصهري »
« فاطمه پاره تن من است . آنچه او را دلتنگ كند مرا دلتنگ كرده و آنچه او را خوشحال كند مرا خوشحال كرده است ، و همهء خويشاوندىها در روز قيامت گسسته مىگردد جز نسب ، خويشاوندى و دامادى با من » .
اينك دختر رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله نزد توست ( چون حسن داماد عمويش امام حسين عليه السلام بود ) ، من اگر دخترم را به ازدواج تو درآورم او را ناراحت و دلتنگ مىكند .
پس از سخنان مِسْوَر ، حسن بن حسن از او عذرخواهى كرد و رفت « 1 » .
اگر مِسْوَر داستان خواستگارى از دختر ابوجهل را ديده و يا شنيده بود ، به طور قطع در ماجراى خواستگارى دخترش آن را به عنوان شاهد بيان مىكرد و حديث را به طور كامل روايت مىكرد ؛ زيرا
هامش
( 1 ) مسند احمد : 5 / 423 شماره 18428 ، المستدرك : 3 / 172 شماره 4747 ، السنن الكبرى : 7 / 102 شمارههاى 13395 و 13396 .