اشكالى را بيان خواهيم كرد كه مربوط به اين وجه است « 1 » .
اين وجهِ قابل اعتماد ( ! ! ) ، صاحب عمدة القارى را قانع نكرده است .
او بر اين وجه تكيه نمىكند و مناسبت ميان اين دو قضيّه را به گونهاى ديگر تفسير مىنمايد .
عينى مىگويد : مِسوَر داستان خواستگارى على از دختر ابوجهل را بيان كرد تا ميزان محبّت خود به فاطمه و ذريّهء او را به واسطه آنچه كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله شنيده است ، به على بن الحسين زين العابدين بفهماند « 2 » .
ولى با وجود اين ، باز هم اشكال به جاى خود باقى است ، يعنى اگر مِسوَر اين داستان را بيان كرده است تا زين العابدين عليه السلام بداند كه او آسايش خاطر وى را دوست دارد ، و يا از محبّت و مهرورزى او نسبت به فاطمه و فرزندان او آگاه شود ، پس قضيّهء شمشير رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله و درخواست آن از امام عليه السلام چه ارتباطى با اين موضوع دارد ؟
آيا آسايش خاطر امام زين العابدين عليه السلام - كه با آن حال و وضعيّت همراه زنان و كودكان از عراق آمده بود - از همهء جهات
هامش
( 1 ) فتح البارى : 6 / 264 .
( 2 ) عمدة القارى : 15 / 34 .