الحسين را با سخن دربارهء خواستگارى مراعات نكرده و او را آزرده است ! !
در ظاهرِ عبارتِ اين روايت ، تحقير و كاستى بر على بن الحسين ديده مىشود ، زيرا به تحقير و كاستى نسبت به جدّ او على بن ابى طالب اشارهاى دارد كه آن حضرت با وجود فاطمهء زهرا عليها السلام به خواستگارى دختر ابوجهل رفت و موجب شد كه پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله كار او را آن گونه انكار نمايد ؟
بلكه از مِسْوَر باز هم تعجّب مىكنم كه عميقتر از تعجّب قبل است ، او حاضر است براى رعايت خاطر فرزند پسر فاطمه ، جانش را بدهد ، ولى براى پسر فاطمه - يعنى حسين و فرزند همان على كه اين داستان بر او واقع شده است - جانش را فدا نمىكند ، تا اينكه به دست واليان ستمگر كشته مىشود « 1 » .
سخن ديگر ؛ آنگاه كه حسن ، پسر امام حسن مجتبى عليه السلام از دختر مِسوَر بن مخرمه خواستگارى كرد ، مِسْوَر پس از به جا آوردن حمد و ثناى خداى سبحان چنين گفت :
هيچ نسب و خويشاوندى و دامادى در نزد من محبوبتر از
هامش
( 1 ) فتح البارى : 9 / 168 .