تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث خطبة علي بنت أبي جهل ( خواستگارى ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
3 - آيا در اين مورد از پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله اجازه خواستند ؟ در روايت ليث از مِسْوَر تصريح شده است كه او از پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله شنيد و آن حضرت به صراحت مىفرمايد كه آن‌ها از وى اجازه خواستند ، ولى حضرتش اجازه نداد . ولى در متن صريح روايت زُهْرى چنين آمده است : مِسْوَر از پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله شنيد كه حضرتش شهادتين گفت ، سپس فرمود : « امّا بعد ، ابوالعاص بن ربيع را به دامادى گرفتم ، او به هنگام گفت و گو با من ، راست مىگفت . . . » . يا نظير همين عبارات كه در آن‌ها تعريض‌ها و كنايه‌هايى به على عليه السلام است و هيچ اشاره‌اى به مشورت ، يا اجازه خواهى از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وجود ندارد . روايت ايّوب از ابن زبير نيز همين گونه است . در آن روايت اشاره‌اى به اجازه‌خواهى آن‌ها نشده است ، در عين حال كنايه و تعريضى هم وجود ندارد ، در آن روايت چنين آمده است : « اين موضوع به پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله رسيد و او فرمود : فاطمه ، پارهء تن من است . . . » . 4 - چه كسى از پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله اجازه خواست ؟ همان گونه كه معلوم شد در روايات زُهْرى به طور مطلق هيچ مطلبى دربارهء اجازه خواستن از پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وجود ندارد .