گذشته از اينها ، زُهْرى دشمنى با اسلام و پيامبر و اهل بيت عليهم السلام را از پدرانش به ارث برده بود . ابن خَلّكان در شرح حال او مىنويسد :
پدر پدربزرگ او ، عبداللَّه بن شهاب ، در جنگ بدر در سپاه مشركان حاضر شد . وى از افرادى بود كه در جنگ احد پيمان بستند كه اگر رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله را ديدند ، حتماً او را بكشند ، مگر اينكه كشته شوند .
نقل شده است كه به زُهْرى گفتند : آيا جدّ تو در جنگ بدر شركت داشت ؟
گفت : آرى ، ولى از آن طرف . يعنى او در سپاه مشركان بود .
پدر او همراه مصعب بن زبير بود . خود زُهْرى از ملازمان عبدالملك بود و پس از او با هُشام بن عبدالملك بود . يزيد بن عبدالملك از او خواست تا مقام قضاوت را بپذيرد « 1 » .
اكنون كه وضعيّت زُهْرى و جايگاه او نزد امام على بن الحسين عليهما السلام روشن شد ، آيا مىتوان پذيرفت كه امام عليه السلام چنين حديثى را كه در آن عيبجويى و كاستى بر جدّش رسول امين صلّى اللَّه عليه وآله ، مادرش
هامش
( 1 ) وفيات الاعيان : 4 / 178 .