تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث خطبة علي بنت أبي جهل ( خواستگارى ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
او به واسطهء همنشينى با امرا ، به كمىِ ديانت و ديندارى دچار شده بود و دانشمندان و زاهدان معاصر او ، اين امر را بر او عيب مىگرفتند و او را سرزنش مىكردند . وى در پاسخ مىگفت : من در خير آن‌ها شريك هستم ، با شرّ آن‌ها كارى ندارم ( ! ! ) . به او مىگفتند : آيا نمىبينى آن‌ها به چه كارهايى مشغول هستند ؟ اما او ساكت مىماند و پاسخ نمىداد . بر همين اساس ، ابن مَعين او را طعن و قدح كرده است . حاكم از ابن مَعين نقل مىكند و مىگويد : محكم‌ترين سندها ، طريق اعمش از ابراهيم از علقمه از عبداللَّه است . كسى به او گفت : اعمش هم مثل زُهْرى است ؟ ابن مَعين گفت : آيا مىخواهى اعمش همانند زُهْرى باشد ؟ ! زُهْرى در مال و ثروت غرق بود و براى امويان كار مىكرد ، در حالى كه اعمش فقيرى صبور بود كه از سلاطين و امرا دورى مىجست و به وسيلهء قرآن راه ورع و پارسايى را مىپيمود « 1 » . به همين مناسبت امام زين العابدين عليه السلام نامه‌اى به زُهْرى نوشت و در آن ، او را موعظه فرمود ، و خدا و روز رستاخيز را به او تذكر
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب : 4 / 204 .