المطلوب ( اجتماع مثلين معنى ندارد ) اگر نرساند چيزى نيست كه اجتماع ضدين لازم آيد ، فقط معذريت براى مكلف مىآورد و قانونگذار نمىتواند او را عقاب كند . اگر در وظيفهء عبوديت كوتاهى كند ، جا دارد عقاب شود ، لكن مكلف در پىاش رفته و اين اماره بود كه او را به مطلوب نرسانده است . بنابراين ، حكم ظاهرى نداريم بلكه ظاهر الحكم است . حكم يكى بيش نيست . پس جعل هوهويت و اتحاد بين مؤداى امارات و واقع و جمع بين حكم ظاهرى و واقعى و اشكالات ابن قبه و . . . هيچكدام معنا ندارد . طرق حكم نيستند ، بلكه حكم پل را دارند اگر نرساند ، معذور هستند .
بنابراين ، چون ما منكر حكم ظاهرى هستيم ، محاذير ملاكى و خطابى و حرفهاى ابن قبه و . . . را قبول نداريم و نيازى نداريم فرمايشات شيخنا الأعظم را در مصلحت سلوكيه يا جعل هوهويت بين امارات و واقع را متذكر شويم .
بنابراين ، تعبد عمل به ظن امكان وقوعى دارد ؛ يعنى هيچ محذور شرعى و عقلى از تعبد عمل به ظن لازم نمىآيد .
و الحمد للّه رب العالمين
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٦٣