تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نخست كلمات « اجتماع » ، « واحد » ، « يجوز و لا يجوز » و « قيد مندوحة » را مورد بحث قرار مىدهيم .

1 ) اجتماع

مقصود از اجتماع التقاى اتفاقى بين مأمور به و منهى عنه در شيء واحد است . اگر بنا باشد التقاى دائمى باشد اين امر از صغريات باب تعارض مىباشد و در نتيجه شيء واحد كه مجمع العنوانين است از مصاديق تعارض خواهد بود چون دو دليل ، در مقام جعل و تشريع ، از اول باهم متضاد بوده‌اند . بنابراين يكى از اركان مهم مسألهء اجتماع امر و نهى التقاى اتفاقى بين وجوب و حرمت شيء واحد مىباشد . به بيان ديگر ، در ما نحن فيه نسبت دو دليل ، عموم و خصوص من وجه است . در واقع دو دليل بعضى مواقع التقاء پيدا مىكنند ، براى مثال نماز در زمين غصبى ، دو مادهء افتراق و يك ماده اجتماع دارد بدين معنى كه ممكن است مكلف در زمين غصبى باشد ولى نماز نخواند و ممكن است نماز بخواند اما محل نماز وى غصبى نباشد و مادهء اجتماعش ؛ يعنى ممكن است مكلف نماز بخواند و در مال غير هم تصرف بكند ، پس اين هوى الى الركوع هم مصداق صلاة است چون متعلق امر « يا ايها الذين آمنوا اقيموا الصلاة » است و همچنين مصداق غصب است چون مشمول نهى « لا تغصب » مىباشد . اجتماع و التقاى عنوانين به دو صورت است : الف . اجتماع موردى : در اين نوع از اجتماع دو عنوان در معنون واحد جمع نمىشود ، بلكه دو فعل در وقت واحد مقارن و مجاورند كه يكى از آنها مطابق با