تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاح نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
- در غير اين صورت به بخش‌هاى نظام‌يافته و سلسله مراتبى ( و يا درختى ) اصطلاح‌نامه مراجعه كنيد ، و از راه اعم و اخص ، يا ردهء كلىتر كه اصطلاح مورد نظر شما به آن تعلّق دارد ، جست‌وجو را دنبال كنيد تا به اصطلاح مطابق با مفهوم انتخابى از مدرك دست پيدا كنيد . - در متشابهات لفظى ، و مترادفات كاملا دقّت كنيد و هركدام را در جاى خود به كار ببريد . - يادداشت‌هاى دامنه‌اى را كه معمولا در ذيل اصطلاحات مرجّح قرار گرفته‌اند ، نگاه كنيد به اين منظور ، در ارجاعات حتما به اصطلاح مرجّح يا توصيف‌گر برگرديد ، و تذكراتى را كه به همراه توصيف‌گر اصلى آمده لحاظ نماييد . - سعى كنيد اصطلاحى را براى تبيين و توصيف محتواى مدرك اختصاص دهيد كه به صورت اخصّ و دقيق ، محتواى آن را توصيف نمايد . - در صورتى كه مطمئن شديد اصطلاح مورد نظر در شبكه اصطلاحات اصطلاح‌نامه وجود ندارد ، اصطلاح را پيشنهاد كنيد . - در اصطلاحات پيشنهادى حتى الامكان موارد ذيل را رعايت نماييد . 1 - از به كارگيرى واژه‌هاى عاميانه و بىاساس خوددارى كنيد . 2 - اصطلاحات به صورت اسم يا عبارت اسمى باشند . 3 - در فارسى صفت و قيد « 1 » را اصطلاح نكنيد ، مگر در صورتى كه در يك زبان فنى ، به عنوان يك اصطلاح مقبول باشد . مانند : لفظ جمع نه جمع عام : بج : لفظ عام خاص : بج : لفظ فاعل - به جاى استفاده از مصدر و يا فعل ، از اسم مصدر و يا اسم فعل استفاده كنيد . مانند : پرستش نه : پرستيدن دانش نه : دانستن
هامش
( 1 ) . صفت : واژه و يا جمله‌اى است ، كه حالت و چگونگى شخص و يا چيزى را بيان كند ؛ مانند سفيد ، سياه ، خراسانى ، تهرانى . قيد : كلمه يا عبارتى ، كه مفهوم فعل ، صفت و يا كلمهء ديگرى را به زمان و مكان و يا چگونگى و حالتى مقيّد سازد ؛ مانند تند و كند ، همواره .