تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧

411 [ ناگهان پرده برانداخته‌اى يعنى چه ]

1 ناگهان پرده برانداخته‌اى يعنى چه ؟ * مست از خانه برون تاخته‌يى يعنى چه ؟
2 زلف در دست صبا ، گوش بفرمان رقيب * اين چنين با همه درساخته‌يى يعنى چه ؟
3 شاه خوبانى و منظور گدايان شده‌اى * قدر اين مرتبه نشناخته‌اى يعنى چه ؟
4 نه سر زلف خود اول تو بدستم دادى * بازم از پاى در انداخته‌يى يعنى چه ؟
5 سخنت رمز دهان گفت و كمر سرّ ميان * وز ميان تيغ به من آخته‌اى يعنى چه ؟
6 هر كسى از مُهرهء مهر تو به نقشى مشغول * عاقبت با همه كج باخته‌يى يعنى چه ؟
7 « حافظا » در دل تنگت چو فرودآمد يار * خانه از غير نپرداخته‌يى يعنى چه ؟