409 [ گر تيغ بارد ، در كوى آن ماه ]
1 گر تيغ بارد ، در كوى آن ماه * گردن نهاديم ، الحكم للّه
2 من رند و عاشق و آنگاه توبه ؟ * استغفر اللّه ، استغفر اللّه
3 آيين تقوا ما نيز دانيم * ليكن چه چاره ؟ با بخت گمراه
4 ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده ، يا قصه كوتاه
5 مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا ، آه از دلت آه
6 الصبر مُرٌّ و العمرُ فانٍ * يا ليتَ شعرى حتامَ الْقاه
7 « حافظ » چه نالى گر وصل خواهى * خون بايدت خورد در گاهوبىگاه