تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١

378 [ خدا را كم نشين ، با خرقه‌پوشان ]

1 خدا را كم نشين ، با خرقه‌پوشان * رخ از رندان بىسامان مپوشان
2 درين خرقه بسى آلودگى هست * خوشا وقت قباى مىفروشان
3 چو مستم كرده‌اى مستور منشين * چو نوشم داده‌اى زهرم منوشان
4 تو نازك طبعى و طاقت نيارى * گرانيهاى مشتى دلق‌پوشان
5 درين صوفى و شان دردى نديدم * كه صافى باد ، عيش دُردنوشان
6 بيا وز درد اين سالوسيان بين * صراحى خون دل و بربط خروشان
7 ز دلگرمى « حافظ » بر حذر باش * كه دارد سينه‌اى چون ديگ ، جوشان