282 [ اى همه شكل تو مطبوع و همه جاى تو خوش ]
1 اى همه شكل تو مطبوع و همه جاى تو خوش * دلم از عشوهء ياقوت شكرخاى تو خوش
2 همچو گلبرگ طَرى هست وجود تو لطيف * همچو سروِ چمنِ خلد ، سراپاى تو خوش
3 شيوه و ناز تو شيرين ، خط و خال تو مَليح * چشم و ابروى تو زيبا ، قد و بالاى تو خوش
4 هم گلستان خيالم ز تو پرنقش و نگار * هم مشام دلم از زلف سمنساى تو خوش
5 در ره عشق كه از سيل فنا نيست گذار * كردهام خاطر خود را به تمناى تو خوش
6 پيش چشم تو بميرم ، كه بدان بيمارى * مىكند درد مرا ، از رخ زيباى تو خوش
7 در بيابان طلب گرچه ز هر سو خطريست * مىرود « حافظ » بيدل به تولّاى تو خوش