244 [ اى صبا نكهتى از خاك ره يار بيار ]
1 اى صبا نكهتى از خاك ره يار بيار * ببر اندوه دل و مژدهء دلدار بيار
2 نكتهء روحفزا از دهن يار بگو * نامهء خوش خبر از عالم اسرار بيار
3 تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام * شمّهاى از نفحات نفس يار بيار
4 به وفاى تو كه خاك ره آن يار عزيز * بىغبارى كه پديد آيد از اغيار بيار
5 روزگاريست كه دل چهرهء مقصود نديد * ساقيا آن قدح آينه كردار بيار
6 گردى از خاك در دوست به كورى رقيب * بهر آسايش اين ديدهء خونبار بيار
7 خامى و سادهدلى شيوه جانبازان نيست * خبرى از بر آن دلبر عيّار بيار
8 شكر آن را كه تو در عشرتى اى مرغ چمن * به اسيران قفس مژده گلزار بيار
9 كام جان تلخ شد از صبر كه كردم بىدوست * عشوهاى زان لب شيرين شكربار بيار
10 دلق « حافظ » به چه ارزد به مىاش رنگين كن * وانگهش مست و خراب از سر بازار بيار