تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧

221 [ ترسم كه اشك در غم ما پرده‌در شود ]

1 ترسم كه اشك در غم ما پرده‌در شود * وين رازِ سر به مُهر به عالم سمر شود
2 گويند سنگ لعل شود در مقام صبر * « آرى شود و ليك به خون جگر شود »
3 از هر كرانه تير دعا كرده‌ام روان * باشد كز آن ميانه يكى كارگر شود
4 اين سركشى كه در سر سرو بلند تست * كى با تو دست كوته ما در كمر شود
5 خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه * كز دست غم خلاصِ من آنجا مگر شود
6 در تنگناى حيرتم از نخوت رقيب * يا رب مباد آنكه گدا معتبر شود
7 بس نكته غير حسن بيايد كه تا كسى * مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
8 اى دل حديث ما بر دلدار بازگوى * امّا چنان مگو كه صبا را خبر شود
9 از كيمياى مهر تو زر گشت روى من * آرى به يُمن لطف شما خاك زر شود
10 روزى اگر غمى رسدت تنگدل مباش * رو شكر كن مباد كه از بد بتر شود
11 « حافظ » چو نافهء سر زلفش به دست تست * دم دركش ار نه باد صبا پرده در شود
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 477 | شمس الدين حافظ