تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

200 [ ياد باد آنكه نهانت نظرى با ما بود ]

1 ياد باد آنكه نهانت نظرى با ما بود * رقم مهر تو بر چهرهء ما پيدا بود
2 ياد باد آنكه چو چشمت به عتابم مىكشت * معجز عيسويت در لب شكّرخا بود
3 ياد باد آنكه صبوحى زده در مجلس انس * جز من و يار نبوديم و خدا با ما بود
4 ياد باد آنكه رخت شمع طرب مىافروخت * وين دل سوخته پروانهء ناپروا بود
5 ياد باد آنكه در آن بزمگه خلق و ادب * آنكه او خنده مستانه زدى صهبا بود
6 ياد باد آنكه چو ياقوت قدح خنده زدى * در ميان من و لعل تو حكايتها بود
7 ياد باد آنكه مه من چو كمر بر بستى * در ركابش مه نو پيك جهان‌پيما بود
8 ياد باد آنكه خرابات‌نشين بودم و مست * و آنچه در مسجدم امروز كم است آنجا بود
9 ياد باد آنكه به اصلاح شما مىشد راست * نظم هر گوهر ناسفته كه « حافظ » را بود