تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

190 [ غلام نرگس مست تو تاج‌دارانند ]

1 غلام نرگس مست تو تاج‌دارانند * خراب بادهء لعل تو هوشيارانند
2 ترا صبا و مرا آب ديده شد غمّاز * و گر نه عاشق و معشوق ، رازدارانند
3 ز زير زلف دو تا چون گذر كنى بنگر * كه از يمين و يسارت چه بىقرارانند
4 گذار كن چو صبا بر بنفشه‌زار و ببين * كه از تطاول زلفت چه سوگوارانند
5 نصيب ماست بهشت ، اى خداشناس برو * كه مستحق كرامت گناهكارانند
6 نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس * كه عندليب تو از هر طرف هزارانند
7 تو دستگير شو اى خضر پى خضر پى خجسته كه من * پياده مىروم و همرهان سوارانند
8 بيا به ميكده و چهره ارغوانى كن * مرو به صومعه ، كآنجا سياهكارانند
9 خلاص « حافظ » از آن زلف تاب‌دار مباد * كه بستگان كمند تو ، رستگارانند