155 [ نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد ]
1 نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد * اى بسا خرقه كه شايستهء آتش باشد
2 صوفى ما كه ز ورد سحرى مست شدى * شامگاهش نگران باش كه سر خوش باشد
3 غم دنياى دنى چند خورى باده بخور * حيف باشد دل دانا كه مشوّش باشد
4 نازپروردِ تنعّم نبرد راه به دوست * عاشقى شيوهء رندان بلاكش باشد
5 خوش بود گر مَحَكِ تجربه آيد به ميان * تا سيهروى شود هر كه درو غش باشد
6 خط ساقى گر ازين گونه زند نقش بر آب * اى بسا رخ كه به خونابه منقّش باشد
7 دلق و سجادهء « حافظ » ببرد بادهفروش * گر شرابش ز كف ساقى مهوش باشد