تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧

151 [ اگر رَوَم ز پيش فتنه‌ها برانگيزد ]

1 اگر رَوَم ز پيش فتنه‌ها برانگيزد * ور از طلب بنشينم ، به كينه برخيزد
2 و گر به رهگذرى يكدم از هوادارى * چو گَرد در پىاش افتم چو باد بگريزد
3 و گر كنم طلب نيم‌بوسه ، صد افسوس * ز حقهء دهنش چون شكر فروريزد
4 من آن فريب كه در نرگس تو مىبينم * بس آبروى كه با خاك ره برآميزد
5 فراز و شيب بيابان عشق دام بلاست * كجاست شيردلى كز بلا نپرهيزد ؟
6 تو عمر خواه و صبورى ، كه چرخ شعبده‌باز * هزار بازى ازين طرفه‌تر برانگيزد
7 بر آستانهء تسليم سر بنه « حافظ » * كه گر ستيزه كنى روزگار بستيزد