تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

127 [ بيا كه تُركِ فلك خوان روزه غارت كرد ]

1 بيا كه تُركِ فلك خوان روزه غارت كرد * هلال عيد به دُورِ قدح اشارت كرد
2 ثواب روزه و حج قبول آن‌كس برد * كه خاك ميكدهء عشق را زيارت كرد
3 مقام اصلى ما گوشهء خرابات است * خداش خير دهاد آن كه اين عمارت كرد
4 بهاى بادهء چون لعل چيست ؟ جوهر عقل * بيا كه سود كسى برد كاين تجارت كرد
5 نماز در خم آن ابروان محرابى * كسى كند كه به خوناب دل طهارت كرد
6 فغان كه نرگس جَمّاش شيخ شهر امروز * نظر به دُردكشان از سر حقارت كرد
7 حديث عشق ز « حافظ » شنو ، نه از واعظ * اگر چه صنعت بسيار ، در عبارت كرد
8 به روى يار نظر كن ، ز ديده منت دار * كه كاره ديده ، نظر از سر بصارت كرد