95 [ دل من در هواى روى فرّخ ]
1 دل من در هواى روى فرّخ * بود آشفته همچون موى فرخ
2 بجز هندوى زلفش هيچكس نيست * كه برخوردار شد از روى فرخ
3 سياهى نيك بخت است او كه دايم * بود همراه و همزانوى فرخ
4 شود چون بيد لرزان سرو آزاد * اگر بيند قد دلجوى فرخ
5 بده ساقى شراب ارغوانى * به ياد نرگس جادوى فرخ
6 دو تا شد قامتم همچون كمانى * ز غم پيوسته چون ابروى فرخ
7 نسيم مشك تاتارى خجل كرد * شميم زلف عنبر بوى فرخ
8 اگر ميل دل هركس به جاييست * بود ميل دل من سوى فرخ
9 غلام همت آنم كه باشد * چو حافظ بنده و هندوى فرخ