تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

67 [ بنال بلبل اگر با منت سر ياريست ]

1 بنال بلبل اگر با منت سر ياريست * كه ما دو عاشق زاريم و كار ما زاريست
2 در آن زمين كه نسيمى وزد ز طرهء دوست * چه جاى دم زدن نافه‌هاى تاتاريست
3 بيار باده كه رنگين كنيم جامهء زرق * كه مست جام غروريم و نام ، هشياريست
4 خيال زلف تو پختن نه كار خامان است * كه زير سلسله رفتن ، طريق عيّاريست
5 لطيفه‌ايست نهانى كه عشق از آن خيزد * كه نام آن نه لب لعل و خطِّ زنگاريست
6 جمال شخص نه چشمست و زلف و عارض و خال * هزار نكته درين كار و بار دلداريست
7 مُجرّدان طريقت به نيم‌جو نخرند * قباى اطلس آن‌كس كه از هنر عاريست
8 بر آستان تو مشكل توان رسيد آرى * عروج بر فلكِ سرورى به دشواريست
9 سحر كرشمهء چشمت به خواب مىديدم * زهى مراتب خوابى كه به ز بيداريست
10 دلش به ناله ميازار و ختم كن حافظ * كه رستگارى جاويد در كم‌آزاريست