64 [ روى تو كس نديد و هزارت رقيب هست ]
1 روى تو كس نديد و هزارت رقيب هست * در غنچهاى هنوز و صدت عندليب هست
2 گر آمدم بكوى تو چندان غريب نيست * چون من درين ديار هزاران غريب هست
3 در عشق ، خانقاه و خرابات فرق نيست * هرجا كه هست ، پرتو روى حبيب هست
4 هر چند دورم از تو كه دور از تو كس مباد * ليكن اميد وصل توام عَن قريب هست
5 آنجا كه كار صومعه ترتيب مىدهند * ناموسِ دير راهب و نام صليب هست
6 عاشق چه شد كه يار به حالش نظر نكرد * اى خواجه درد نيست و گر نه طبيب هست
7 فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست * هم قصهاى غريب و حديثى عجيب هست