تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
اى راحت جان بىقرارم * امّيد دل اميدوارم شادى به غمت كه در همه حال * سوز غم تست سازگارم تا رفته‌اى از كنارم اى دوست * يك‌بار ز خويش بر كنارم در آرزوى وصال حالى * عمرى به فراق مىگذارم امشب بگذشت خواهد از دوش * طوفان سرشك اشكبارم تا مرگ نگيردم گريبان * من دست ز دامنت ندارم چون هيچ نشد به سعى حاصل * كام دل خستهء فكارم آن به كه ز صبر رخ نتابم * باشد كه مراد دل بيابم اى زخم غم تو مرهم دل * عشق تو انيس و محرم دل زلف تو كمند گردن جان * لعل تو نگين خاتم دل ابروى تو بود شحنهء جان * چون چشم تو گشت حاكم دل او در دل ما و ما در آتش * ما را غم اوست نى غم دل نزديك شد آنكه من به دورى * گيرم سر خويش يا كم دل حافظ چه شود اگر بيابى * نورى ز حضور عالم دل چون ملك وصال او نگردد * آسان آسان مسلّم دل آن به كه ز صبر رخ نتابم * باشد كه مراد دل بيابم
امام باقر ( ع ) فرمايد : « يا دانشمند باش و يا دانشجو ، مبادا سرگرم لذت‌هاى زودگذر باشى » . الحياة / ج 1 / ص 40 امام صادق ( ع ) دانش اساس هر مجد و عظمت و غايت هر منزلت و مقام والاست ( مصباح الشريعة ص 257 )

( مفردات )

[ فراغت زان طرف چندانى كه خواهى . . . ]

فراغت زان طرف چندانى كه خواهى * و زين جانب محبّت مىفزايد
* * *

[ علم اللّه كه خيالى ز تنم بيش نماند . . . . ]

علم اللّه كه خيالى ز تنم بيش نماند * بل كز آن نيز خياليست كه مىپندارم
* * *