اى راحت جان بىقرارم * امّيد دل اميدوارم
شادى به غمت كه در همه حال * سوز غم تست سازگارم
تا رفتهاى از كنارم اى دوست * يكبار ز خويش بر كنارم
در آرزوى وصال حالى * عمرى به فراق مىگذارم
امشب بگذشت خواهد از دوش * طوفان سرشك اشكبارم
تا مرگ نگيردم گريبان * من دست ز دامنت ندارم
چون هيچ نشد به سعى حاصل * كام دل خستهء فكارم
آن به كه ز صبر رخ نتابم * باشد كه مراد دل بيابم
اى زخم غم تو مرهم دل * عشق تو انيس و محرم دل
زلف تو كمند گردن جان * لعل تو نگين خاتم دل
ابروى تو بود شحنهء جان * چون چشم تو گشت حاكم دل
او در دل ما و ما در آتش * ما را غم اوست نى غم دل
نزديك شد آنكه من به دورى * گيرم سر خويش يا كم دل
حافظ چه شود اگر بيابى * نورى ز حضور عالم دل
چون ملك وصال او نگردد * آسان آسان مسلّم دل
آن به كه ز صبر رخ نتابم * باشد كه مراد دل بيابم
امام باقر ( ع ) فرمايد :
« يا دانشمند باش و يا دانشجو ، مبادا سرگرم لذتهاى زودگذر باشى » .
الحياة / ج 1 / ص 40
امام صادق ( ع )
دانش اساس هر مجد و عظمت و غايت هر منزلت و مقام والاست
( مصباح الشريعة ص 257 )
( مفردات )
[ فراغت زان طرف چندانى كه خواهى . . . ]
فراغت زان طرف چندانى كه خواهى * و زين جانب محبّت مىفزايد
* * *
[ علم اللّه كه خيالى ز تنم بيش نماند . . . . ]
علم اللّه كه خيالى ز تنم بيش نماند * بل كز آن نيز خياليست كه مىپندارم
* * *