على ( ع ) فرمود :
« به درستى كه در قرآن آيهاى وجود دارد كه همهء طب را دربر مىگيرد ، و آن اينست ، بخوريد و بياشاميد و ليكن اسراف نكنيد »
« تركيببند »
[ ساقى اگرت هواى ماهى . . . ]
ساقى اگرت هواى ماهى * جز باده ميار پيش ماشى
سجّاده و خرقه در خرابات * به فروش و بيار جرعهاى مى
گر زندهدلى شنو ز مَستان * در گلشن جان نداى يا حى
با درد درآ به بوى درمان * اكنون بنگر ز عشق لا شى
اسرار دل است در ره عشق * آواز سماع و نالهء نى
يك مفلس پاكباز در عشق * بهتر ز هزار حاتم طى
سلطان صفت آن بت پرىوش * مىآمد و خلق شهر در پى
مردم نگران به روى خوبش * وز شرم فكنده عارضش خوى
حافظ ز غم تو چند نالد * آخر من دلشكسته تا كى
بنشينم و با غم تو سازم * جان در سروكار عشق بازم
شاهى كه پناه ملك و دين است * در خورد هزار آفرين است
نوباوهء خاندان ملك است * گلدستهء بوستان دين است
هم نسل شهنشه زمان است * هم نقد خليفه زمين است
آثار و دلايل سعادت * تابنده چو نورش از جبين است
در ملك جهان بفرّ شاهى * انصاف كه كوكب يقين است
در خاتم قدر او نهفته * فيروزهء چرخ در نگين است
تيغش به ميان كفر و اسلام * سدّيست و ليكن آهنين است
كلك از كف دست اوست دُر بار * شمشير ببازويش سزاوار
اى سايهء رحمت الهى * وى غنچهء باغ پادشاهى
هرگز به شمايل تو سروى * نارسته ز بوستان شاهى
هم چرخ جمال را تو مهرى * هم برج جلال را تو ماهى
درخواستم از خداى بىچون * بختت به دعاى صبحگاهى
بر نام تو مهر كرده گردون * منشور اوامر و نواهى
بر سلطنت تو بىتكلّف * تمكين تو مىدهد گواهى
نام تو يقين كه مىبرآرد * آوازهء ماه تا به ماهى
گردون كه لطيفها برآرد * درّى چو تو در صدف ندارد