تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
على ( ع ) فرمود : « به درستى كه در قرآن آيه‌اى وجود دارد كه همهء طب را دربر مىگيرد ، و آن اينست ، بخوريد و بياشاميد و ليكن اسراف نكنيد »

« تركيب‌بند »

[ ساقى اگرت هواى ماهى . . . ]

ساقى اگرت هواى ماهى * جز باده ميار پيش ماشى سجّاده و خرقه در خرابات * به فروش و بيار جرعه‌اى مى گر زنده‌دلى شنو ز مَستان * در گلشن جان نداى يا حى با درد درآ به بوى درمان * اكنون بنگر ز عشق لا شى اسرار دل است در ره عشق * آواز سماع و نالهء نى يك مفلس پاك‌باز در عشق * بهتر ز هزار حاتم طى سلطان صفت آن بت پرىوش * مىآمد و خلق شهر در پى مردم نگران به روى خوبش * وز شرم فكنده عارضش خوى حافظ ز غم تو چند نالد * آخر من دل‌شكسته تا كى بنشينم و با غم تو سازم * جان در سروكار عشق بازم شاهى كه پناه ملك و دين است * در خورد هزار آفرين است نوباوهء خاندان ملك است * گلدستهء بوستان دين است هم نسل شهنشه زمان است * هم نقد خليفه زمين است آثار و دلايل سعادت * تابنده چو نورش از جبين است در ملك جهان بفرّ شاهى * انصاف كه كوكب يقين است در خاتم قدر او نهفته * فيروزهء چرخ در نگين است تيغش به ميان كفر و اسلام * سدّيست و ليكن آهنين است كلك از كف دست اوست دُر بار * شمشير ببازويش سزاوار اى سايهء رحمت الهى * وى غنچهء باغ پادشاهى هرگز به شمايل تو سروى * نارسته ز بوستان شاهى هم چرخ جمال را تو مهرى * هم برج جلال را تو ماهى درخواستم از خداى بىچون * بختت به دعاى صبحگاهى بر نام تو مهر كرده گردون * منشور اوامر و نواهى بر سلطنت تو بىتكلّف * تمكين تو مىدهد گواهى نام تو يقين كه مىبرآرد * آوازهء ماه تا به ماهى گردون كه لطيفها برآرد * درّى چو تو در صدف ندارد