تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥

[ قصايد ]

قصيده

عهد الست قصيده در مدح شاه منصور مظفرى

جوزا سحر نهاد حمايل برابرم * يعنى غلام شاهم و سوگند مىخورم ساقى بيا كه از مدد بختِ كارساز * كامى كه خواستم ز خدا ، شد ميسرم جامى بده كه باز به شادى روى شاه * پيرانه‌سر هواى جوانيست در سرم راهى بزن به وصف زلال خضر كه من * از جام شاه ، جرعه‌كش حوض آب كوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل * مملوك اين جنابم و مسكين اين دَرم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال * كى ترك آبخورد كند طبع خوگرم ؟ ور باورت نمىكند از بنده اين حديث * از گفتهء كمال دليلى بياورم « گر بركَنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم » منصور بِنْ مظفر غازيست حِرز من * وز اين خجسته نام بر اعداء مظفرم عهدِ الست من همه با عشق شاه بود * وز شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو كرد نظم ثريا به نام شاه * من نظم دُر چرا نكنم از كه كمترم ؟ شاهين‌صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه * كى باشد التفات به صيد كبوترم ؟ اى شاه شيرگير چه كم گردد ار شود * در سايهء تو مُلك فراغت ميسرم بال و پرى ندارم و اين طُرفه‌تر كه نيست * غير از هواى منزل سيمرغ در سرم شعرم به يُمن مدح تو صد ملك دل گشاد * گويى كه تيغ تست زبان سخنورم بر گلشنى اگر بگذشتم چو باد صبح * نى عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوى تو مىشنيدم و بر ياد روى تو * دادند ساقيان طَرَب يك‌دو ساغرم مستى به آب يك‌دو ، عَنب وضع بنده نيست * من سالخورده پير خرابات‌پرورم با سير اختر فلكم داورى بسى است * انصاف شاه باد درين قصه ياورم شكر خدا كه باز درين اوج بارگاه * طاووس عرش مىشنود صيت شهپرم نامم ز كارخانهء عُشّاق محو باد * گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شِبْلُ الاسد به صيد دلم حمله كرد و من * گر لاغرم و گرنه ، شكار غضنفرم اى عاشقان روى تو از ذره بيشتر * من كى رسم به وصل تو كز ذره كمترم بنما به من كه منكر حسن رخ تو كيست * تا ديده‌اش به گِزْلِك غيرت برآورم بر من فتاد سايهء خورشيد سلطنت * و اكنون فراغتست ز خورشيد خاورم مقصود ازين معامله بازار تيز نيست * نى جلوه مىفروشم و نى عشوه مىخرم حافظ ز جان مُحِبِّ رسولست و آل او * حقا بر اين گواست خداوند داورم