غزل 335 :
سرّ سوداى تو در ديده بماندى پنهان * چشم تردامن اگر فاش نكردى رازم
و صواب بطبق عموم نسخ ديگر « در سينه بماندى پنهان » است در مصراع اوّل ،
غزل 470 :
خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندى دهيم * كز نسيمش بوى خون موليان آيد همى
، و صواب بطبق شرح سودى و غالب نسخ چاپى « جوى موليان » است بجاى « خون موليان » ، رجوع شود به حاشيهء پائين صفحهء 332 از چاپ حاضر ، اغلب نسخ خطّى قديمى اصل اين غزل را هيچ ندارند ،
ص 268 ( از چاپ آقاى خلخالى ) : دگر شهنشه دانش عضد كه در تصنيف بناى كار موافق بنام شاه نهاد ، و صواب بطبق غالب نسخ « مواقف » است بجاى « موافق » ، و مراد كتاب مشهور مواقف است است در علم كلام تأليف قاضى عضد الدّين ايجى معروف كه با شرح سيّد جرجانى بر آن 8 جلد در چهار مجلّد در سنهء 1325 - 1327 در مصر بطبع رسيده است ،
ص 269 ( از همان چاپ ) : رباعى ذيل در اصل نسخهء خطّى خ عينا