تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
غزل 106 :
درين چمن چو درآيد خزان به يغمائى * ز پيش سرو سهى قامت بلند مباد
، و صواب بطبق عموم نسخ ديگر «
رهش بسرو سهى قامت بلند مباد
» است ، غزل 120 :
چه عذر بخت خود گويم كه آن عيّار شهرآشوب * به تلخى كشت حافظ را و تير اندر كمان دارد
، و صواب بطبق جميع نسخ ديگر «
به تلخى كشت حافظ را و شكّر در دهان دارد
» است ، و كلمات « تير اندر كمان دارد » طغيان قلم كاتب است كه عين همين تعبير را كه قبل ازين در بيت چهارم همين غزل بوده باز اينجا تكرار كرده است سهوا ، غزل 179 :
بازمستان دل از آن آهوى مشكين حافظ * زانكه ديوانه همان به كه بود اندر بند
، و صواب بطبق عموم نسخ ديگر «
بازمستان دل از آن گيسوى مشكين حافظ
» است ، غزل 329 :
منصور بن محمّد غازيست حرز من * و ز اين خجسته نام بر اعدا مظفّرم
و صواب بطبق اغلب نسخ ديگر « منصور بن مظفّر » است بجاى « منصور بن محمّد » ،