[ آمده است ] كه صحيح نيست ؛ و اين اشتباه از آنجا ناشى شده كه كاتبان ، « نى » را بجاى نفى [ نه ] گرفته ، و بعد در رسم الخط « نه » نوشتهاند . بايد توجه داشت كه « نىسوارى » « 3 » را براى تخفيف و تحقير به كار مىبردهاند . » .
( نقل از : « حافظ خراباتى » ، مجلد اول ، بخش چهارم ، صفحات 3174 و 3175 پژوهنده : ركنالدين همايونفرخ ، چاپخانهء افق ، 1352 ه . ش . تهران .
5 نىسوارى . . .
( نيسوار . . . ) نه سوارى است كه در دست عنانى دارد . . . آيا مىخواهد بگويد خورشيد سوارى نيست كه عنانى در دست داشته باشد ؟ ! .
يا خورشيد « ناسوار » يا « سوارى ندانى » است كه بىجهت « عنان » به « دست گرفته » ؟ ! . . .
. . . اكنون ببينيم اگر كلمهء « نه » در ابتداى مصرع را به « نى » تبديل كنيم حاصل كار چه مىشود ، مىشود :
[ گوى خوبى كه برد از تو كه خورشيد اينجا : ] * [ نىسوارى است كه در دست عنانى دارد ]
« پيروزى از آن توست چرا كه حتى خورشيد بلند هم در اين ميدان ، كودك نيسوارى بيش نخواهد بود . . . » .
البته گفتنى است كه اين بيت در چهار نسخه از پنج نسخهء مصحح به همين صورت آمده و نسخهبدل هم ندارد ، و اين را هم اضافه كنم كه اصولا اين بيت بخصوص ، به جز يك استثناء ، در تمامى نسخههاى خطى يا چاپشدهاى كه ديدهام به صورت : « نه سوارى است » آمده ؛ اما آن مورد