. . . خورشيد كه چون سوار چابكى بر اوج آسمان مىرود نمىتواند در مسابقهء جمال بر تو پيروز شود ؛ زيرا در برابر جمال تو چنان مجذوب مىشود ، كه عنان اسب از دستش خارج مىگردد .
( شرح غزلهاى حافظ ، نوشتهء دكتر حسينعلى هروى ) مجلد اول ، ص 537 - تهران 1367 [ شمسى ] چاپ اول - نشر نو .
3 . . . كس در عرصهء مسابقهء حسن ، گوى نكويى از تو نتواند ربود ، چه مهر درخشنده هم در برابر جمال تو سوارى نيست كه زمام اختيار از دست ندهد و مفتون تو نشود . ( ديوان غزليات حافظ ، بكوشش دكتر خليل خطيب رهبر - استاد دانشگاه تهران ) چاپ اول 1363 ه . ش . انتشارات صفىعلى شاه - ص 170 4
. . . . . . . . . . . . . . . * نى سوارىست كه در دست عنانى دارد
حافظ « در ميدان مفاخرت و . . . زيبائى و نكويى چه كسى مىتواند از تو پيشى گيرد . . . درحالىكه گوى خورشيد در ميدان جهان ، با آن همه عظمت و جلالش ، هر چند . . . در آسمان شهسوار همهء ستارگان است و ماه در برابر او . . . ناچيز است ، با اينهمه در ميدان زيبائى و چالاكى و اسبدوانى - براى زدن گوى - خورشيد چابكسوار بدان مىماند كه بجاى اسب - همانند كودكان - بر اسب نى « 1 » سوار شده و لگام آن را « 2 » به دست گرفته باشد » در نسخهء قزوينى و نسخ ديگر - جز چهار نسخهء . . . اينجانب - « نه سواريست »