تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1523

مساهمون:

ص١٥٢٣

منشور و طغرا

غزل شمارهء 499 (
زهى خيال كه منشور عشقبازى من * از آن كمانچهء ابرو ، رسد به طغرايى
) منشور به معنى فرمان پادشاهى مهر ناكرده است ( منتهى الارب ) و « طغرا » عبارت بوده از چند خط قوسى تو در توى متوازى شامل نام و القاب سلطان وقت كه در بالاى فرامين به طرز مخصوصى رسم مىكرده‌اند و علامت صفحه و امضاى فرمان بوده است ، و « رسد به طغرائى » در بيت خواجه يعنى به صحه برسد و به امضاء و توقيع موشح گردد ، و چون طغرا به شكل كمان بوده لهذا شعرا غالبا ابرو و كمان و هلال را بدان تشبيه مىكرده‌اند ، خواجه گويد در غزل ديگر :
مطبوع‌تر ز نقش تو صورت نبست باز / طغرانويس ابروى مشكين‌مثال تو
( مثال نيز به معنى فرمان پادشاهى است ) ، و نيز گويد :
هلالى شد تنم زين غم كه با طغراى ابرويش / كه باشد مه كه بنمايد ز طاق آسمان ابرو
. ( نقل از ص 350 ديوان حافظ به اهتمام علامه قزوينى و غنى ) .