قح غرر درر را در يك سلك مىبايد پيوست تا قلادهء جيد و جود اهل زمان و تميمهء وشاح عروسان دوران گردد ، و آن جناب « 1 » حوالت رفع ترفيع اين بنا بر ناراستى روزگار كردى و بغدر اهل عصر عذر آوردى تا در تاريخ سنهء اثنى « 2 » و تسعين و سبعمائة وديعت حيات به موكّلان قضا و قدر
هامش
( 1 ) يعنى خواجه حافظ ،
( 2 ) چنين است صريحا واضحا و به همان خطّ كاتب اصلى در نسخهء آقاى رشيد ياسمى ، در نسخهء آقاى ملك با اصلاح جديد : اثنين ، ساير نسخ : احدى ، - بدون شبهه صواب همان دو نسخهء آقاى ياسمى و آقاى ملك است . و ساير نسخ كه احدى و تسعين و سبعمائة دارند به ظن غالب بلكه بنحو قطع و يقين غلط فاحش بايد باشند . و منشأ اين غلط نيز باحتمال بسيار قوى همان قطعهء مشهور ولى بىاساسى است كه نه قائلش معلوم است و نه اينكه در چه عصرى گفته شده و در آخر غالب نسخ چاپى ديوان حافظ چاپ شده يعنى چراغ اهل معنى خواجه حافظ كه شمعى بود از نور تجلّى چو در خاك مصلّى يافت منزل بجو تاريخش از خاك مصلّى ، و الّا « بقيّه در صفحهء بعد »