تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1506

مساهمون:

ص١٥٠٦
صه و درود بىكران و تحيّات بىپايان بر ارواح طيّبه و اشباح طاهرهء جماهير آل و اصحاب و مشاهير رجال و احباب او باد « 1 » كه سمند خوشخرام عبارت و رخش تيزگام مجاز و استعارت را زين تزيين بر نهاده ، و در ميدان بيان جولان نموده ، و بچوگان فصاحت و بلاغت گوى هنرورى و سخندانى از مصاقع « 2 » خطبا و ادباء اقاصى و ادانى در ربودند ، تا صداى صيت رسالت و نداى صوت جلالت محمّد رسول اللّه و الّذين معه اشدّاء على الكفّار « 3 » به گوش هوش فصحاء اطراف عالم و بلغاء اكناف امم رسانيدند سنان « 4 » لسان و تيغ بيان و الشّعراء يتّبعهم الغاوون « 5 » از هيبت جلال نبوّت در غمد كلال و نبوت « 6 » بماند ، و مشاهير صفّ قتال « 7 »
يرمون بالخطب الطّوال و تارة * وحى الملاحظ خيفة الرّقباء « 8 »
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ جديده در اينجا بيت ذيل را علاوه دارند : هزار آفرين از جهان‌آفرين بر اولاد و احفاد او اجمعين ، ( 2 ) مصاقع جمع مصقع است بكسر ميم و فتح قاف بمعنى بليغ و فصيح يا بلندآواز يا مردى كه درنماند در سخن و بسته نشود بر وى كلام ( منتهى الأرب ) ، ( 3 ) آيهء 29 از سورهء 48 ، ( 4 ) چنين است بدون واو عاطفه در نسخ قديمه و همان صواب است و اين جمله جواب « تا صداى صيت رسالت الخ » است بعضى نسخ : و سنان ( با واو عاطفه ) ، و آن تحريف است ظاهرا ، ( 5 ) آيهء 224 از سورهء 26 ، ( 6 ) نبوّت در مورد اوّل بضمّ نون و ضمّ باء موحّده و فتح واو مشدّده است يعنى پيغمبرى ، و غمد بكسر غين معجمه و سكون ميم و در آخر دال مهمله بمعنى نيام شمشير است ، و كلال بفتح كاف بمعنى كندى و ماندگى است يقال كلّ السّيف و اللّسان و البصر كلالا يعنى كند گرديد شمشير يا زبان يا بينائى ، و نبوت در مورد دوّم بفتح نون و سكون باء موحّده و فتح واو بمعنى بازماندن شمشير است از كار يقال نبا السّيف عن الضّريبة نبوا و نبوة يعنى بازجست تيغ از زخمگاه و كار نكرد ( منتهى الأرب ) ( 7 ) چنين است در ى و حن ، در اغلب نسخ اين سه كلمه بسيار محرّف و فاسد است ، ( 8 ) اين بيت را جاحظ در اوايل كتاب بيان و تبيين ( چاپ مصر سنهء 1322 ج 1 ص 26 ) و ابن عبد ربّه در فصل خطب از كتاب عقد الفريد ( چاپ مصر سنهء 1305 ج 2 ص 125 ) به ابو داود بن جرير ايادى نسبت داده‌اند در وصف خطباء قبيلهء اياد از قبايل عرب كه مشهور به كثرت خطبا و فصاحت و بلاغت بوده‌اند ، و سپس جاحظ بلافاصله بعد از آن گويد : « فذكر المبسوط فى موضعه و المحذوف فى موضعه و الموجز و الكناية و الوحى باللّحظ و دلالة الإشارة » ، - و وحى بمعنى كلام خفىّ و اشاره به سخن پوشيده است ، و ملاحظ بفتح ميم جمع ملحظ است مصدر ميمى از لحظه و لحظ اليه يعنى بدنبال چشم بسوى او نگريست ، و خيفة بكسر خاء مصدر خاف يخاف خوفا و خيفة و مخافة است بمعنى ترسيدن ، و حاصل معنى بيت آنگه گاه خطبهاى طويل ادا مىنمايند و گاه كلام خفى و سخن پوشيده و اشاره بدنبال چشم از ترس رقيبان ، - اين بيت عربى را در بعضى از نسخ چاپى ندارد ،
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1506 | شمس الدين حافظ