تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
در حافظ فرزاد ( قصايد قطعات رباعيات و مثنويات - صحت كلمات . . . ) بجاى فرخنده دم ، « ميمون قدم » آمده و استاد فرزاد افزوده است كه :
« فرخنده دم . . .
غلط است زيرا طاير ، دم ندارد . . . . » . امّا نويسنده ( حائرى ) معتقدست كه غلط نيست چون فرخنده به معناى مبارك ، ميمون ، خوش و خجسته است ، « دم » هم يعنى هوا ، وقت ، لحظه و ، نفس . . . بنابراين « طاير فرخنده دم » به معناى : پرندهء ( خجسته دم و ) خوش نفس است . ( نفست گرم . . . دمت گرم ) . خواجه فرموده است :
بحث « بلبل » بر حافظ مكن از « خوش نفسى » - * پيش طوطى نتوان صوت هزارآوا برد » .
بعلاوه زمانى كه « ميمون » ها با عمليات خود و نشان دادن جاى دوست و دشمن موجب تفريح و شادى مردم مىشدند . حافظى كه مىخواهد دوست و حامى خود خواجه جلال الدين تورانشاه وزير شاه شجاع را مدح كند مسلما « ميمون » را كه داراى كنايه يا ايهام زننده‌ايست در مطلع غزل خود نمىآورد . مسعود فرزاد در حافظ يادشده بجاى
تا نه پندارى كه . . .
« تا بدانى تو كه . . . »
آورده و سپس توضيح داده‌اند كه : « تا نپندارى : معنايى كه درست معكوس معنى مطلوب است مىدهد . . . » . يعنى در اينجا « تا نه پندارى » صحيح نخواهد بود ولى نظر نويسنده اينست كه : « تا بدانى تو كه . . . » جمله‌ايست سست ( و حافظوار نيست ) . معناى بيت همچنين است : خيال مكن هجران بتواند عاشق را از پاى درآورد كه بالاخره ناله و آه ، كار خود را خواهد كرد و دلداده به دلدار مىرسد ( ح ) . از اينجا به بعد ابياتى آمده است كه در نوع قصيده و در مداحى خواجه تورانشاه بوده و از ابتدا تا انتها ، در بعض نسخ ( جز قزوينى ) بطبع رسيده است . ( در چند نسخهء خطى و چندين نسخهء چاپى ، ضبط شده : ص 24 كتاب « قصايد قطعات رباعيات و مثنويات حافظ صحت كلمات . . . » مسعود فرزاد ) .