تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤

318

خير مقدم ، مرحبا اى طاير فرخنده دم ( 1 ) * تا چه دارى مژدهء اقبال آن صاحب كرم
نامه ، گو : طى كن دبير و در سرشك من بشوى * ز آنكه شرح آرزومندى نيايد در قلم
دستگاه صبر ما يغماى شوق روى تست * روزى آخر حال درويشان بپرس اى محتشم
تا نه پندارى كه هجران خون عاشق مىخورد ( 2 ) * نالهء شبگير در كار است و آه صبحدم
نكته‌يى كارزد به گنجى مىفروشم رايگان * صحبت ياران يكدل مغتنم دان مغتنم
گر چنين در حلقه پيچد زلف افعى بند يار * مهره نتوان برد آسان اى دل افسونى بدم
صحبت عشاق بدنامت كند زاهد برو * خوش نگه كن باده در دور است و ، مجلس متهم
گر حريم كعبه خواهى ، و آن جمال بىنقاب * لطف برگ گل شمر خار بيايان حرم
آن گذشت اى دل كه خوارى ديدم از دست رقيب * يار بازآمد به حمد الله عزيز و محترم
ساقيا مى ده كه ديگر بار ، در رندى و عشق : * نوك كلك خواجه بر منشور حافظ زد رقم ( 3 ) .