314
عشقبازىّ و جوانىّ و شراب لعلفام * مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام
ساقى شكّر دهان و مطرب شيرين سخن * همنشينى نيك كردار و نديمى نيكنام
شاهدى از لطف و پاكى رشك آبزندگى * دلبرى در حسن و خوبى غيرت ماه تمام
بزمگاهى دلنشين چون قصر فردوس برين * گلشنى پيرامنش چون روضهء دارالسلام
صفنشينان نيكخواه و پيشكاران با ادب * دوستداران صاحب اسرار و حريفان دوستكام
بادهء گلرنگ تلخ تيز خوشخوار سبك * نقلش از لعل نگار و نقلش ( 1 ) از ياقوت خام
غمزهء ساقى به يغماى خرد آهخته تيغ * زلف دلبر از براى صيد دل گسترده دام
نكتهدانى بذلهگو چون حافظ شيرين سخن * بخشش آموزى جهانافروز چون حاجى قوام
هر كه اين عشرت نخواهد خوشدلى بر وى تباه * وانكه اين مجلس نجويد زندگى بر وى حرام . ( 2 )