312
هر نكتهيى كه گفتم در وصف آن شمائل * هر كو شنيد گفتا للّه درّ قائل ( 1 )
آسان نمود اول تحصيل عشق و رندى * جانم بسوخت آخر در كسب اين فضائل ( 2 )
حلاج بر سرِ دار اين نكته خوش سرايد * از شافعى مپرسيد امثال اين مسائل
دردا كه بر درِ خود بارم نداد دلبر * چندان كه از جوانب انگيختم وسائل ( 3 )
گفتم كه كى ببخشى بر جان ناتوانم ؟ : * گفت آن زمان كه نبود جان در ميانه حائل
دل دادهام به يارى شوخى كشى نگارى * مرضيّة السّجايا محمودة الخصائل
در عين گوشه گيرى ( 4 ) بودم چو چشم مستت * و اكنون شدم به مستان چون ابروى تو مائل
از آب ديده صد ره طوفان نوح ديدم * وز لوح سينه نقشت هرگز نگشت زائل
اى دوست دست حافظ تعويذ چشم زخم است * يا رب ببينم آن را در گردنت حمائل ( 5 ) .
للّه در قائل - حقتعالى گوينده را جزاهاى نيك دهد .
حافظ قزوينى - غنى :