تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
مرا اميد وصال تو ، زنده مىدارد - * و گرنه بىتو ، نه جانم بماند و نه اثرم
( ظهير فاريابى ) . در مورد مصراعها يا ابيات عربى حافظ ، در اواخر كتاب به ( توضيحات ) : معانى فارسى مصراعهاى عربى حافظ . . . مراجعه گردد .
ترا چنان كه توئى . . .
- « اثير الدين اومانى - ( قرن هفتم ) گويد :
ترا چنان كه توئى خود چگونه بتوان ديد . . . در چشم »
. . . ص 601 مجلد دوم حافظ شيرين سخن ، از دكتر محمد معين . چاپ اول . حافظ ع ق : به قدر دانش خود . . ( بيت ششم ) : « به ضرب سيفك قتلى « حياتنا » « ابدا » . . . » . - « بايد به جاى « حياتنا » ! ، « حياتى » باشد ، و قيد « ابدا » نيز براى نفى مىآيد ، نه در مقام اثبات . « سودى » بعد از نكته‌گيرى مىافزايد كه اگر شعر از « خواجه » باشد عفا اللّه [ خدا ببخشاياد ] . . . » ( عليرضا ذكاوتى قراگزلو : حافظيات ؛ مجموعهء مقالات دربارهء حافظ ؛ 1370 همدان . ص 28 - ) . : - « بضرب : با حرف استعانت . ضرب متعلق به قتل و به سيف اضافه گشته ( اضافهء مصدر به فاعلش ) سيفك ، اضافه لاميه . قتلى ، تقديرا مرفوع و مبتدا حياتنا ، لفظا مرفوع خبر مبتدا . لكن شرط مطابقت بين مبتدا و خبر در اينجا فوت شده زيرا قياس « حيات » و يا « حياتى » بوده . . . ابدا : ظرف از براى زمان استقبال ، اما استعمالش مخصوص نفى مىباشد ، پس به كار بردن آن در اثبات ، خلاف وضع است . اين بيت را در دواوين [ مورد اعتماد و اطمينان ] نديديم . . . براى اينكه دربارهء خواجه ، سوء ظنى نباشد تركش بهتر بود . . . اگر از سخنان خواجه باشد كه عفا اللّه عنه [ خدا از او - يعنى از حافظ - درگذرد ] امّا گمانم كه [ نسبت دادن اين بيت به حافظ ] افتراست . . . » ( شرح سودى بر حافظ ، مجلد سوم ، چاپ 1343 شمسى ، ص 1727 و 1728 ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 777 | شمس الدين حافظ