ديشب ز شاخ سرو سهى بلبل صبور ( 1 ) * گلبانگ زد كه چشم بد از روى گل به دور ( 2 )
اى گل به شكر آنكه توئى پادشاه حسن * با بلبلان بيدل شيدا مكن غرور
از دست غيبت تو شكايت نمىكنم * تا نيست غيبتى نبود لذّت حضور
گر ديگران به عيش و طرب خرّمند و شاد * ما را غم نگار بود مايهء سُرور
زاهد اگر به حور و قصورست اميدوار * ما را شرابخانه قصورست و يار حور
مى خور به بانگ چنگ و مخور غصّه ، ور كسى : * گويد ترا كه باده مخور گو : هو الغفور
حافظ شكايت از غم هجران چه مىكنى * در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور .
حافظ ق غ : ديگر ز شاخ . . . ( نسخهء دكتر يحيى قريب :
« ديشب ز شاخ . . . »
. ) لطفا مطلبى را كه تحت عنوان : « اين غزل از حافظ نيست » و در « توضيحات » - اواخر كتاب - به طبع رسيده ؛ مطالعه فرمائيد . - . اين غزل در ديوان حافظ قزوينى ، غنى ( و بعض نسخ معتبر ديگر ) آمده است .